جعفر شهرى باف

110

طهران قديم ( فارسى )

به طرف عروس بماند . پس از اين اعمال و پول و نقل پاشيدن و اسفند دود كردن و سر و صدا و بزن و بكوب و شادباش مباركباد ، اطاقىها اطاق را خلوت كرده آن دو را به حال خود گذاشته بيرون رفته در را به رويشان قفل ميكردند و دخترها پشت درشان براى تماشا از سر و كول هم بالا ميرفتند . از جمله واقعات فراموش نشدنى كه تا سالها و گاهى تا آخر عمر نقل مكالمات زن و شوهر ميگرديد واقعه‌ى اولين برخوردشان پس از عقد بود كه كدام پرروتر بوده ابتدا به سخن نموده است . آيا دختر سلام كرده ، يا از ذوقش سلامش را خورده فراموش كرده است ؟ ! زير لفظى نگرفته به حرف آمده ، يا بعد از زير لفظى حرف زده است . اولين حرف و كلمه‌شان چه بوده چه چيز را دست‌آويز سخن قرار داده‌اند ، از سر و شكل طرف تعريف كرده ، يا لباس و چيز ديگرش را موضوع ساخته است . آيا داماد قربان صدقهء عروس رفته ، او را بوسيده يا كم‌روئى مانعش شده ، يا از پرروئى و هيجان چه و چه و چه كرده است . آيا عروس متقابلا او را بوسيده ، يا نبوسيده ، غريبگى و تحاشى داشته است و در آخر به چه صورت و به چه حالت از هم جدا شده‌اند ؟ نامزدبازى اگر عروسى در همان شب و شبهاى نزديك واقع نميشد و مدتى براى آن تعيين وقت ميگرديد فرداى روز عقد از خانهء عروس چند طبق شيرينى و ميوه به اسم ( جاخالى با ) « 88 » به خانهء داماد فرستاده ميشد كه با همين پيشكش هم بود كه اذن اياب و ذهاب به داماد تفويض ميگرديد تا به خانهء عروس رفت‌وآمد نمايد و اين همان اياب و ذهاب‌ها هم بود كه آن را ( نامزدبازى ) ميگفتند ، ايامى كه از

--> ( 88 ) . در اصل ( جاخالى نبا ) بوده كه به جاخالى با تخفيف شده يعنى جاى شما خالى نباشه .